کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کیش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کیش کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈiʃ kˈardan/
تلفظ :
[k'iS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کیش کیش کردن
ضجر کش کردن
کره کشی کردن
کلش کردن
کش رو کردن
کش و رو کردن
کش کردن
کش کش کردن
کشش کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کیش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راندن مرغ با گفتن کیش. زجر کردن پرندگان با گفتن لفظ کیش. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کیش ( اِ صوت ) شود.
فرهنگ فارسی
راندن مرغ با گفتن کیش . زجر کردن پرندگان با گفتن لفظ کیش .
مترادف و متضاد
sick
(فعل)
برانگیختن، کیش کردن
کلمات مرتبط
کیش کیش کردن
ضجر کش کردن
کره کشی کردن
کلش کردن
کش رو کردن
کش و رو کردن
کش کردن
کش کش کردن
کشش کردن
نظرات