کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کره-کشی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کره کشی کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈoreː kˈeʃi kˈardan/
تلفظ :
[k'oRe: k'eSi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کری کردن
کشه کردن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
خاکروبه کشی کرد
باید به حرف بزرگترها گوش کرد ( گوش کنی گوش کنیم آدم گوش کند).
چه کسی (بود) مرا صدا کرد؟
چه کسی به سرهنگ شلیک کرد
چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد
کسی با من بازی نخواهد کرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کره کشی کردن. [ ک ُرْ رَ / رِ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به گشنی دادن مادیان تا نتاج آرد. ( یادداشت مؤلف ). آبستن کردن مادیان تا بچه آرد. کره کشیدن.
فرهنگ فارسی
به گشنی دادن مادیان تا نتاج آرد. آبستن کردن مادیان تا بچه آرد.
کلمات مرتبط
کری کردن
کشه کردن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
خاکروبه کشی کرد
باید به حرف بزرگترها گوش کرد ( گوش کنی گوش کنیم آدم گوش کند).
چه کسی (بود) مرا صدا کرد؟
چه کسی به سرهنگ شلیک کرد
چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد
کسی با من بازی نخواهد کرد
نظرات