کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کشه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کشه کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈeʃeː kˈardan/
تلفظ :
[k'eSe: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ضجر کش کردن
کره کشی کردن
کله شقی کردن
کله کردن
کش رو کردن
کش و رو کردن
کش کردن
کش کش کردن
کشت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کشه کردن. [ ک َ / ک ِ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن : ترمیج ؛ کشه کردن سطور بعد نوشتن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن ترمیج کشه کردن سطور بعد نوشتن آن
کلمات مرتبط
ضجر کش کردن
کره کشی کردن
کله شقی کردن
کله کردن
کش رو کردن
کش و رو کردن
کش کردن
کش کش کردن
کشت کردن
نظرات