Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیش

تلفظ بین المللی : /kˈiʃ/ تلفظ :‌ [k'iS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کیش برگرفتن
  • کیش مات
  • کیش معبد
  • کیش مند
  • کیش نمود
  • کیش کردن
  • کیش کیش کردن
  • کیش یک ادم کش
  • کیش یک ادم کش افشاگری ها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کیش . (اِخ ) شهری است به ماوراءالنهر نزدیک سمرقند که در این زمان او را شهر سبز خوانند. (فرهنگ اوبهی ). رجوع به کش شود.

کیش . (اِخ ) از شهرهای اکد بوده است . (ایران باستان ج 1 ص 113).

کیش. ( اِ ) دین و مذهب. ( فرهنگ رشیدی ). به معنی ...

فرهنگ عمید

ترکش#NAME?

نوعی پارچه از جنس کتان؛ خیش.

۱. دین؛ مذهب.
۲. [قدیمی] روش؛ آیین.

۱. (ورزش) در شطرنج، حالتی که در آن شاه به‌وسیلۀ یکی از مهره‌های حریف تهدید می‌شود.
۲. (شبه جمله) (ورزش) در شطرنج، هنگام کیش دادن به شاه حریف گفته می‌شود.
۳. (شبه جمله) [عامیانه] هنگام دور کردن پرندگان به کار می‌رود.

نوعی پارچه از جنس کتان، خیش.= ترکش۱. (ورزش ) در شطرنج، حالتی که در آن...

فرهنگ معین

(اِ.) جعبه ، تیردان .

(اِ.) نوعی پارچه که از کتان بافند.

[ په . ] (اِ.) دین ، مذهب ، آیین .

(اِ.) 1 - پر مرغ (مطلقاً). 2 - پری که بر تیر نصب می کردند (خصوصاً) تیر چارکیش : تیر چهار پر.

(اِ.) 1 - حرکتی در بازی شطرنج که باعث تهدید شاه شده و شاه ناگزیر به تغییر خانه خود می شود. 2 - کلمه ای برای راندن پرندگان .

[ په . ] (اِ. ) دین ، مذهب ، آیین . (اِ. ) ۱ - پر مرغ (مطلقا...

فرهنگ فارسی

از شهرهای بزرگ کشور اکد که [ مانیشتو ] در آنجا سلسله ای تشکیل داد .
( اسم ) جانوری که از پوستش پوستین سازند ( برهان ) . توضیح با مراجعه بماخذی که دردست بود هویت حیوان مذکور شناخته نشد .

دانشنامه عمومی

شمشاد نوعی گیاه که در گیلان از ان جارو درست می کنند و به آن کیش خال می گویند

دین، به مفهوم آیین و مذهب.جزیرهٔ کیش، جزیره ای در خلیج فارس.کیش (شهر)، مرکز بخش کیش از شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران.دهستان کیش نام دهستانی در بخش کیش شهرستان بندر لنگه، استان هرمزگان در ایرانکیش اصطلاحی در بازی شطرنجکیش نام شهری باستانی بود در سومر (در جنوب عراق امروز)کیش نام شخصی است در کتاب انجیل.کرانه...

گویش مازنی

شمشاد

۱شاش ادرار ۲کش شلوار ۳فراری ۴لفظی برای رم دادن مرغ

/kish/ شاش ادرار - کش شلوار ۳فراری ۴لفظی برای رم دادن مرغ

گویش بختیاری

نوعى روسرى ابریشمى بزرگ و حاشیهدار.

مترادف و متضاد

شمشاد

روسری، مقنعه

ترکش، تیردان، جوله

آیین، دین، شرع، شریعت، طریقت، طریقه، مذهب، مسلک، مشرب، نحله

۱. آیین، دین، شرع، شریعت، طریقت، طریقه، مذهب، مسلک، مشرب، نحله
۲. ترکش، تیردان، جوله
۳. روسری، مقنعه
۴. شمشاد

faith (اسم)پیمان، اعتماد، دین، اعتقاد، باور، عقیده، ایمان، کیش، مذهبreligion (اسم)دین، کیش، مذهب، ایینcreed (اسم)عقیده، طریقت، کیش، ملت...

واژه نامه بختیاریکا

( کیش * ) ازگونه های پارچه ها
از اصوات جهت راندن ماکیان

کلمات مرتبط

  • کیش برگرفتن
  • کیش مات
  • کیش معبد
  • کیش مند
  • کیش نمود
  • کیش کردن
  • کیش کیش کردن
  • کیش یک ادم کش
  • کیش یک ادم کش افشاگری ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات