کوه . [ ک َ وَه ْ ] (ع مص ) سرگشته گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کوة. [ ک ُوْ وَ ] (ع اِ) به لغت حبشه ، مشکاة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
۱. غوزه و غلاف پنبه.
۲. غلاف خشخاش؛ کوکنار.
برآمدگی بزرگ در زمین که از خاک و سنگ فراوان تشکیل یافته و نسبت به زمین اطرافش بسیاربلند باشد.
〈 کوه آتشفشان: (زمینشناسی) = آتشفشان
(کُ وَ) (اِ.) 1 - غلاف پنبه ، غوزة پنبه . 2 - کوکنار (که غلاف خشخاش است ). 3 - پیلة ابریشم .
(اِ.) تودة بزرگ و برآمده ای از زمین که دارای بلندی چشمگیر نسبت به زمین های پیرامون خود دارد و از تپه بلندتر است .
تکیه ای: kuh
طاری: kop(p)a
طامه ای: kuh
طرقی: köh
کشه ای: kih
نطنزی: kuh
بند، پشته، جبل، کتل، کوهستان، کوهه، گردنه