Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوتاه دیده

تلفظ بین المللی : /kuːtˈɑh dˈideː/ تلفظ :‌ [ku:t'Ah d'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کوتاه دید
  • کوته دیده
  • سندرم دنده کوتاه چند انگشتی
  • کوته دید
  • کوته دیدگی
  • کتاب دده قورقود
  • کوتاه
  • کوتاه استین
  • کوتاه اسکله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوتاه دیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کوتاه بین. کوتاه دید. ج ، کوتاه دیدگان. ( فرهنگ فارسی معین ) : من دیده ام که حد مقامات او کجاست آنان ندیده اند که کوتاه دیده اند.خاقانی.کوتاه دیدگان همه راحت طلب کنندعارف بلا که راحت وی در بلای اوست.سعدی.از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان در حرم محراب می جویند کوته دیدگان.صائب ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

کوتاه بین جمع : کوتاه دیدگان .

کلمات مرتبط

  • کوتاه دید
  • کوته دیده
  • سندرم دنده کوتاه چند انگشتی
  • کوته دید
  • کوته دیدگی
  • کتاب دده قورقود
  • کوتاه
  • کوتاه استین
  • کوتاه اسکله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات