کهول . [ ک َهَْ وَ ] (ع اِ) تننده ، یا نوعی از آن . (منتهی الارب ). عنکبوت . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). رجوع به معنی اول ماده ٔ قبل شود.
کهول . [ ک ُ ] (ع مص ) کهل گردیدن ، و کاهل اسم فاعل است از آن ، و یا ثلاثی مجرد آن ، فعل مرده ای است . (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). صاحب منتهی الارب در ذیل اکتهال آرد: کهل گردیدن و دومو شدن ...
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) مردی که در ریش او موهای سیاه و سفید باشد. ۲ - عنکبوت .
فرهنگ فارسی
۱ - ( ص ) مردی که در ریش او مو های سیاه و سفید باشد . ۲ - ( اسم ) عنکبوت . تننده یا نوعی از آن . عنکبوت .