Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنگر کندن

تلفظ بین المللی : /kˈanɡar kˈandan/ تلفظ :‌ [k'angaR k'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشار کندر
  • قشاره الکندر
  • قلعه کندر
  • کندر
  • بر کنار کردن
  • بوته کندر
  • بوس و کنار کردن
  • دارای کنگره کردن
  • درخت کندر سرخ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کنگر کندن.[ ک َ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از کار بی منفعت بسیار مشقت بی حاصل پرآزار و تعب کردن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). محنت بی حاصل و بیهوده کشیدن. ( ناظم الاطباء ). کار بی منفعت و پرمشقت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کار بی منفعت و پر مشقت کردن .

کلمات مرتبط

  • قشار کندر
  • قشاره الکندر
  • قلعه کندر
  • کندر
  • بر کنار کردن
  • بوته کندر
  • بوس و کنار کردن
  • دارای کنگره کردن
  • درخت کندر سرخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات