کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-کنار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : بر کنار کردن
تلفظ بین المللی :
/bar kenˈɑːr kˈardan/
تلفظ :
[baR ken'A:R k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بر کار کردن
کار بر کسی آسان کردن
برکنار کردن
نام بر کنار گرف
نام بر کنار گرفتن
کار بر سر افتادن
کار بر هم زدن
کار بر کسی تنگ گرفتن
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
relieve (فعل)تخفیف دادن، کمک کردن، داشتن، تسلی دادن، بر کنار کردن، خلاص کردن، تغییر پست دادن، بر جسته ساختن، ریدنout (فعل)قطع کردن، رفتن، اخراج کردن، فاش شدن، خاموش کردن، بر کنار کردن، اخراج شدنoust (فعل)دور کردن، اخراج کردن، بر کنار کردن...
واژه نامه بختیاریکا
جُل کندِن
کلمات مرتبط
بر کار کردن
کار بر کسی آسان کردن
برکنار کردن
نام بر کنار گرف
نام بر کنار گرفتن
کار بر سر افتادن
کار بر هم زدن
کار بر کسی تنگ گرفتن
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
نظرات