کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنده-روی | کلماتور
معانی کلمه : کنده روی
تلفظ بین المللی :
/kˈondeː rˈuje/
تلفظ :
[k'onde: R'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رؤیت کننده حالت
ورونیکا کپده رویگ
کند رای
بازی کننده رایانه ای پوکر
کندروی
کندروی اصلی
کُنده
کنده
کُنده چوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنده روی. [ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) سفره روی میز. || دستمال. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). رجوع به کندوری شود.
فرهنگ فارسی
سفره روی میز . یا دستمال
کلمات مرتبط
رؤیت کننده حالت
ورونیکا کپده رویگ
کند رای
بازی کننده رایانه ای پوکر
کندروی
کندروی اصلی
کُنده
کنده
کُنده چوب
نظرات