کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کند-رای | کلماتور
معانی کلمه : کند رای
تلفظ بین المللی :
/kˈonad rˈɑj/
تلفظ :
[k'onad R'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رای جمع کن
کسی که بچه را خواب می کند
کسی که لغت را هجی می کند
کلیدی که چند قفل را باز کند
کلیدی که چندین قفل را باز کند
حیوانات یا حشراتی که لحظات اخر عمر را سپری می کند
کسی که عمل زشت و شنیع رساندن مردان و زنان روسپی را مدیریت می کند
مرده را که رو بدهی به کفنش خرابی می کند
اگر اخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کندرای. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) دیر تصمیم گیرنده. کندذهن. سست رأی. بی تدبیر :
اگر کندرایست در بندگی
ز جان داری افتد به خربندگی.
سعدی.
فرهنگ فارسی
دیر تصمیم گیرنده . کند ذهن . سست رای
کلمات مرتبط
رای جمع کن
کسی که بچه را خواب می کند
کسی که لغت را هجی می کند
کلیدی که چند قفل را باز کند
کلیدی که چندین قفل را باز کند
حیوانات یا حشراتی که لحظات اخر عمر را سپری می کند
کسی که عمل زشت و شنیع رساندن مردان و زنان روسپی را مدیریت می کند
مرده را که رو بدهی به کفنش خرابی می کند
اگر اخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند
نظرات