کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنجه-شدن | کلماتور
معانی کلمه : کنجه شدن
تلفظ بین المللی :
/kˈondʒeː ʃˈodan/
تلفظ :
[k'ondZe: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کنده شدن
کنده شدن موها بر اثر سوختگی
کنجه
سهکنجه خیز
سهکنجه خیزیان
سه کنجه خیز
زمین کنده
سجا کنده
صاف و پوست کنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنجه شدن. [ ک ِ ج َ / ج ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جمع شدن گوشت در خود در اثر آتش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
جمع شدن گوشت در خود در اثر آتش
کلمات مرتبط
کنده شدن
کنده شدن موها بر اثر سوختگی
کنجه
سهکنجه خیز
سهکنجه خیزیان
سه کنجه خیز
زمین کنده
سجا کنده
صاف و پوست کنده
نظرات