Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشیدنی

تلفظ بین المللی : /kˌeʃidˈani/ تلفظ :‌ [k,eSid'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کشیدنی با بند
  • دیر کشیدن
  • رایت کشیدن
  • رخت کشیدن
  • رده کشیدن
  • رمل کشیدن
  • رنج کشیدن
  • رنگ زردی کشیدن
  • رنگ کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کشیدنی. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه قابل کشیدن است.
- داروی کشیدنی ؛ داروئی که با میل به چشم می کشند : چون تفرق الاتصال تولد کرده باشد از استقرار فائده نباشد و قوت داروهای کشیدنی دشخوار بدو رسد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به کشیدن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) هر چیز که قابل کشیدن باشد : ( عقل و فرمان کشیدنی باشد عشق و ایمان چشیدنی باشد ) . ( حدیقه )
آنچه قابل کشیدنست . داروی کشیدنی داروئی که با میل بچشم می کشند.

مترادف و متضاد

tensive (صفت)
سفت کننده، کشیدنی، سفت شونده، کشیده شدنی، وخیم شونده

کلمات مرتبط

  • کشیدنی با بند
  • دیر کشیدن
  • رایت کشیدن
  • رخت کشیدن
  • رده کشیدن
  • رمل کشیدن
  • رنج کشیدن
  • رنگ زردی کشیدن
  • رنگ کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات