کسادی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص ) ناروایی متاع و کالا در بازار و بی رواجی و نداشتن خریدار. ( ناظم الاطباء ). عدم رواج. صاحب آنندراج گوید یاء مصدری به کساد ملحق کنند و بهمان معنی مصدری استعمال کنند از عالم ( از قبیل ) نقصان و نقصانی و جریان و جریانی. ( آنندراج ). کاسد بودن. بی رونقی و ناروایی : چو زلف لیلیم آشفتگی است حاصل عمربه ضعف طالعمجنون کسادی بازار.واله هروی.خطش برآمد وکالا در کسادی زدکه گفت ریش ...