کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کرخت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کرخت کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈerext kˈardan/
تلفظ :
[k'eRext k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیحس یا کرخت کردن
کرخ کردن
کرخت
کرخت شدن
کرخت کننده
کرخت دوباره بنواز
مورچه گیرک کرخت
زادرا کرت
فراخ کرت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کرخت کردن. [ ک َ رَ / ک َ رِ / ک ِ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سِر کردن. ( یادداشت مؤلف ). بی حس کردن. خدر کردن. رجوع به کرخت و کرخت شدن و خدر شدن شود.
فرهنگ فارسی
بی حس کردن .خدر کردن
مترادف و متضاد
etherize
(فعل)
بیهوش کردن، با اتر مخلوط کردن، با اتر ترکیب کردن، با اتر بیهوش کردن، کرخت کردن
کلمات مرتبط
بیحس یا کرخت کردن
کرخ کردن
کرخت
کرخت شدن
کرخت کننده
کرخت دوباره بنواز
مورچه گیرک کرخت
زادرا کرت
فراخ کرت
نظرات