Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کتل ملو

تلفظ بین المللی : /kˈatl mˈaluː/ تلفظ :‌ [k'atl m'alu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کتی ملوا
  • کتل
  • کتل دختر
  • کتل رودک
  • کتل نعل شکن
  • کتل چی
  • کتل کوه
  • کتل بزوئن
  • کتل بویین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کتل ملو. [ ک ُ ت َ م َ ] ( اِخ ) از گردنه های صعب واقع در سلسله کوههای جنوبی میان شیراز و خلیج فارس. ( جغرافیای غرب ایران ص 32 ).

فرهنگ فارسی

از گردنه های صعب در سلسله کوههای جنوبی

کلمات مرتبط

  • کتی ملوا
  • کتل
  • کتل دختر
  • کتل رودک
  • کتل نعل شکن
  • کتل چی
  • کتل کوه
  • کتل بزوئن
  • کتل بویین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات