کبیکج. [ ک َ ک َ ]( اِ ) نوعی از کرفس صحرایی است و آن را به عربی کف السبع و شجرةالضفادع خوانند و به شیرازی کسن ویران و به صفاهانی موسک گویند و از سموم قتاله است. با سرکه بر داءالثعلب طلا کنند نافع است. ( برهان ) ( از آنندراج ). || معرب از فارسی است و آن را کف الضبع و به یونانی بطراخیون و سالتین اغریون و به اصفهانی موشک و به ترکی ماستواء چچکی و به هندی جل و لستوپری نیز به فرنگی زنتکل نامند اصناف آن...
فرهنگ فارسی
( اسم ) یکی از گونه ها ی آله که می پنداشتند حشرات ( از جمله بید ) از بوی آن گریزانند شقیق ورد الحب آل. ایرانی آل. شرقی کبیکنج . توضیح : برخی کتب این گونه آله را با گون. دیگری از آله ها که بنام [ زرد مرغک ] موسوم است یکی دانسته اند .