معانی کلمه : کبودجامه
لغت نامه دهخدا
کبودجامه . [ ک َ م َ ] (اِخ ) نام طایفه و ایلی است در حوالی گرگان و استرآباد که تا نزدیکی خوارزم نشست داشته اند. (آنندراج ).
فرهنگ عمید
کبودپوش، کسی که جامۀ کبود برتن کند، ازرق پوش.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه جام. کبود پوشد کبود پوش ازرق پوش . توضیح صفت صوفیان و آسمان آید : [ همچو گردون کبود جامه شده ( صوفی ) صید را گرگ این تهامه شده ] . ( جام جم اوحدی )
نام طایفه و ایلی است در حوالی گرگان و استر آباد
نام طایفه و ایلی است در حوالی گرگان و استر آباد
