کامران . (اِخ ) ... بن بابر. رجوع به کامران میرزا شود.
کامران . (اِخ ) افغان دهمین از خاندان درانی افغانستان در هرات . (یادداشت مؤلف ). (از 1235 تا 1255 هَ .ق .). (معجم الانساب ). و رجوع به طبقات سلاطین اسلام شود.
(تلفظ: kāmrān) (در قدیم) (به مجاز) آن که در هر کاری موفق است ، موفق ؛ خجسته ، مبارک ، مسلط ، چیره؛ (در حالت قیدی) با کامروایی و موفقیت .
کامروا، کامیاب
خوشبخت، نیکبخت
خوشگذران، عیاش، کامجو ≠ ناکام، نامراد
۱. خوشگذران، عیاش، کامجو
۲. کامروا، کامیاب
۳. خوشبخت، نیکبخت ≠ ناکام، نامراد