کاری . (اِخ ) رجوع به کاریا و کاریه شود.
کاری . [ رِ ](اِخ ) هری . شاعر و موسیقیدان انگلیسی که سرود ملی انگلیسی ها: «خدا شاه را نجات دهد» بدو منسوب است .
کارگر
زحمتکش
اثربخش، موثر
ساعی، فعال، کارآمد، کارآ
۱. کارگر
۲. اثربخش، موثر
۳. زحمتکش
۴. ساعی، فعال، کارآمد، کارآ
کارگر