کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کاری-را-ناگهان-ترک-کردن | کلماتور
معنی کلمه : کاری را ناگهان ترک کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑri rɑ nɑɡˈahɑn tˈark kˈardan/
تلفظ :
[k'ARi RA nAg'ahAn t'aRk k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کاری را شروع کرد
با دست کاری را انجام دادن
با زحمت کاری را انجام دادن
با عجله کاری را انجام دادن
بطور تفریحی کاری را کردن
انجام دادن کاری را
صلاح کاری را دیدن
گوشه کاری را گرفتن
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
walk out
(فعل)
ترک گفتن، اعتصاب کردن، قال گذاشتن، کاری را ناگهان ترک کردن
کلمات مرتبط
کاری را شروع کرد
با دست کاری را انجام دادن
با زحمت کاری را انجام دادن
با عجله کاری را انجام دادن
بطور تفریحی کاری را کردن
انجام دادن کاری را
صلاح کاری را دیدن
گوشه کاری را گرفتن
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
نظرات