کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژنگه | کلماتور
معانی کلمه : ژنگه
تلفظ بین المللی :
/ʒˈenɡah/
تلفظ :
[Z'engah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شهرستان ژنگهه
ژنده
ژنده رزم
ژنده شدن
ژنده شیر
ژنده فروش
ژنده پوش
ژنده پوشی
ژنده پیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ژنگه. [ ژَ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) آفتی که به غله رسد و آن چنان باشد که خوشه غله از دانه خالی گردد و زرد شود. ( برهان ). زنگ .
فرهنگ فارسی
( اسم ) چین و شکنجی که بر روی اندام پدید آید آژنگ .
آفتی که بغله رسد و آن چنان باشد که خوشه غله از دانه خالی گردد و زرد شود .
کلمات مرتبط
شهرستان ژنگهه
ژنده
ژنده رزم
ژنده شدن
ژنده شیر
ژنده فروش
ژنده پوش
ژنده پوشی
ژنده پیل
نظرات