Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژنده رزم

تلفظ بین المللی : /ʒˈendeː rˈazm/ تلفظ :‌ [Z'ende: R'azm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ژنده
  • ژنده شدن
  • ژنده شیر
  • ژنده فروش
  • ژنده پوش
  • ژنده پوشی
  • ژنده پیل
  • ژنده چین
  • ژنده ژنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ژنده رزم. [ ژَ دَ رَ ] ( اِخ ) ژند. ژنده. نام خالوی سهراب پسر شاه سمنگان از پهلوانان تورانی. او به یک مشت رستم کشته شد. فردوسی داستان وی را در شاهنامه چنین آورده است :بدانگه که سهراب آهنگ جنگ نمود و گه رفتن آمدش تنگ همی خواند پس مادرش ژنده رزم که او دیده بد پهلوان گاه بزم بد او پور شاه سمنگان زمین همان خال سهراب باآفرین بدو گفت کای گرد روشن روان فرستمت همراه این نوجوان که چون نامور سوی ایران رسدبن...

فرهنگ فارسی

نام خالوی سهراب پسر شاه سمنگان از پهلوانان توارنی . او بیک مشت رستم را کشت .

کلمات مرتبط

  • ژنده
  • ژنده شدن
  • ژنده شیر
  • ژنده فروش
  • ژنده پوش
  • ژنده پوشی
  • ژنده پیل
  • ژنده چین
  • ژنده ژنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات