فردوسی .
ژِنده#NAME?
(ژَ) (اِ.) کهنه .
( ~.) (اِ.) آتش زنه .
ژنده، مندرس، کهنه و پاره
لباسهای ژندهی آن گدای پیر
the tattered clothes of that old beggar
آتشزنه، چخماق
پاره، خرقه، کهنه
۱. پاره، خرقه، کهنه ۲. آتشزنه، چخماق