کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژاژیدن | کلماتور
معانی کلمه : ژاژیدن
تلفظ بین المللی :
/ʒˈɑʒidˌan/
تلفظ :
[Z'AZid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
ژاویدن
ژادینگی
ژالین یی
ژاژدرای
ژاژدهی
ژولیدن
ژکیدن
ژوشیدن
ژفیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
ژاژیدن. [ دَ ] ( مص ) ژاژ خائیدن. هرزه گفتن. ( کذا فی تحفة السعادة ) :
خواری از او بس بود آن کت کند
رنجه به ژاژیدن بسیار خویش.
ناصرخسرو.
شعر ژاژیدن لهاشم تست
علک خائیدن لهاشم خر.
سوزنی.
|| نشخوار کردن. || عوعو کردن مثل سگ. ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
ژاژ خاییدن، هرزه درایی کردن، یاوه سرایی کردن: خواری از او بس بُوَد آن کت کند / رنجه به ژاژیدن بسیار خویش (ناصرخسرو: ۱۷۸ ).
کلمات مرتبط
ژاویدن
ژادینگی
ژالین یی
ژاژدرای
ژاژدهی
ژولیدن
ژکیدن
ژوشیدن
ژفیدن
نظرات