کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چوشیدن | کلماتور
معانی کلمه : چوشیدن
تلفظ بین المللی :
/tʃuːʃˈidan/
تلفظ :
[tSu:S'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرد و گرم چشیدن
شهوت چشیدن
چشیدن مختصر
چکشیدن
چشیدن
چشیدنی
چوخیدن
مزه دهن کسی را چشیدن
چاشیدَن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
چوشیدن. [ دَ ] ( مص ) مکیدن. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ نظام ). مکیدن و امتصاص نمودن. ( ناظم الاطباء ). در سنسکریت چوش بمعنی مکیدنست که در اردو چوسنا شده است. ( فرهنگ نظام ). مزیدن. میکیدن. چنانکه حجام شاخ را. ( یادداشت مؤلف ). در افغانستان امروز هم بجای مکیدن چوشیدن گویند: الملحان ؛ آنکه پستان شتر بچوشد تا آواز دوشیدن نشنوند. ضغیل ؛ بانگ چوشیدن حجام ...
فرهنگ عمید
مکیدن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . ) مکیدن .
فرهنگ فارسی
مکیدن، چوشدن هم گفته شده
( مصدر ) مکیدن .
مکیدن و امتصاص نمودن
کلمات مرتبط
سرد و گرم چشیدن
شهوت چشیدن
چشیدن مختصر
چکشیدن
چشیدن
چشیدنی
چوخیدن
مزه دهن کسی را چشیدن
چاشیدَن
نظرات