چغزلاوه. [ چ َ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) طحلب و جل وزغ. ( ناظم الاطباء ). سبزه ای که بر سرآبهای راکد پدید آید. غوک جامه ، بزغمه. بزغسمه ، جل بزغ. عَذبَة. عَذِبَة. عِرمِض. عِرماض. غَلفَق. ناضر. ( منتهی الارب ). جامه غوک. چیزی مانند ابریشم سبزرنگ که بر روی آبهای ایستاده بهم رسد.چغزابه و چغزباره و چغزپاره و چغزواره. رجوع به چغزو چغزابه و چغزباره و چغزپاره و چغزاوه شود. || کف سبزی که بروی آبهای راکد می نش...
فرهنگ فارسی
( اسم ) چیزیست مانند ابریشم سبز که در آبهای ایستاده بهم رسد طحلب جل وزغ جام. غوک . طحلب و جل وزغ . سبزه ای که بر سر آبهای راکد پدید آید