کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چادر-زدن | کلماتور
معانی کلمه : چادر زدن
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑdor zˈadan/
تلفظ :
[tS'AdoR z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چادر به کمر زدن
چار تکبیر زدن
چار شاخ زدن
چار ضربه زدن
چادر
چادُر
چادر بزرگ
چادر شب رختخواب
چادر صحرایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
چادر زدن. [ دَ / دُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خیمه زدن. چادر برپا کردن. خیمه افراشتن.
فرهنگ فارسی
خیمه زدن ٠ چادر بر پا کردن ٠ خیمه افراشتن ٠
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
cage (فعل)چادر زدن، در قفس نهادن، در زندان افکندنcamp (فعل)چادر زدن، اردو زدن، منزل کردن، خیمه زدنencamp (فعل)چادر زدن، اردو زدن، خیمه برپا کردنencage (فعل)چادر زدن، اردو زدنpitch tent (فعل)چادر زدن...
کلمات مرتبط
چادر به کمر زدن
چار تکبیر زدن
چار شاخ زدن
چار ضربه زدن
چادر
چادُر
چادر بزرگ
چادر شب رختخواب
چادر صحرایی
نظرات