چابک سواری. [ ب ُ س َ / س ُ ] ( حامص مرکب ) جلدی و چالاکی.مهارت در سواری و تربیت اسب. سوارکاری : گران جوشن و خود گردی گزین بچابک سواری ربودی ز زین.اسدی ( گرشاسبنامه ص 45 ).بدان نازک تنی و آبداری چو مرغی بود در چابک سواری.نظامی ( خسرو و شیرین ).ملک زآن ماده شیران شکاری شگفتی مانده در چابک سواری.نظامی ( خسرو و شیرین ).و چابک سواری و موی شکافی در تیراندازی و قوت و شجاعت و حسن تدبیر. ( ترجمه محاسن اصف...
فرهنگ فارسی
← اسبدوانی
عمل و کیفیت چابک سوار سوار کاری . جلدی و چالاکی . مهارت در سواری و تربیت اسب .