معانی کلمه : چابک سوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سوارکار ماهر.
۲. (اسم ) (ورزش ) کسی که در مسابقۀ اسب دوانی سوار اسب می شود.
۲. (اسم ) (ورزش ) کسی که در مسابقۀ اسب دوانی سوار اسب می شود.
فرهنگ معین
( ~. سَ ) (ص مر. ) سوارکار ماهر.
فرهنگ فارسی
سوارکار حرفهای که در مسابقات اسبدوانی شرکت میکند
( صفت ) سوار کار ماهر آنکه در مسابق. اسب دوانی سوار اسب میشود.
سوارکارماهر، کسی که درمسابقه اسب دوانی اسب است
سوارکارماهر، کسی که درمسابقه اسب دوانی اسب است
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
صفت سوارکار ماهر، سوار فرز، چابکعنان
equestrian (اسم)
اسب سوار، چابک سوار
jockey (اسم)
چابک سوار، سوار کار، اسب سوار حرفه ای
فرهنگستان زبان و ادب
{jockey} [ورزش] سوارکار حرفه ای که در مسابقات اسب دوانی شرکت می کند
