کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیچیده-مو-ی | کلماتور
معانی کلمه : پیچیده مو ی
تلفظ بین المللی :
/pitʃˈideː mˈuːj/
تلفظ :
[pitS'ide: m'u:j]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیچیده موی
پوشیده از موی ریز یا کرک
مو پریشیده
پیچیده
پیچیده از چپ براست
پیچیده شدن
پیچیده کردن
پیچیده چشم
پیچیده انگشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیچیده موی. [ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) مرغول ؛ جعد. دارای موی بهم تافته.
فرهنگ فارسی
( پیچیده مو ی )
( صفت ) ۱-دارای موی بهم تافته . ۲- مرغول مجعد.
کلمات مرتبط
پیچیده موی
پوشیده از موی ریز یا کرک
مو پریشیده
پیچیده
پیچیده از چپ براست
پیچیده شدن
پیچیده کردن
پیچیده چشم
پیچیده انگشت
نظرات