کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیچیده-چشم | کلماتور
معانی کلمه : پیچیده چشم
تلفظ بین المللی :
/pitʃˈideː tʃˈeʃm/
تلفظ :
[pitS'ide: tS'eSm]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پوشیده چشم
چشم پوشیده
چشم سفید رنگ پریده
پیچیده
پیچیده از چپ براست
پیچیده شدن
پیچیده کردن
پیچیده انگشت
پیچیده دست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیچیده چشم. [ دَ / دِ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کمی کژ. که سیاهی آن نه بر جای اصلی بود.
فرهنگ عمید
کسی که چشم پیچیده دارد و سیاهی چشمش در جای اصلی خود نیست.
فرهنگ فارسی
( صفت )۱- چشمی که سایه آن بر جای اصلی نبود چشم اندکی کج . ۲- دارند. چشم پیچیده . صاحب چشم مذکور.
کلمات مرتبط
پوشیده چشم
چشم پوشیده
چشم سفید رنگ پریده
پیچیده
پیچیده از چپ براست
پیچیده شدن
پیچیده کردن
پیچیده انگشت
پیچیده دست
نظرات