کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیچیدنی | کلماتور
معانی کلمه : پیچیدنی
تلفظ بین المللی :
/pˌitʃidˈani/
تلفظ :
[p,itSid'ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روی پیچیدن
سودا پیچیدن
سر پیچیدن
سینه پیچیدن
صدا پیچیدن
عطر پیچیدن
عنان پیچیدن
گردن پیچیدن
گوش پیچیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیچیدنی.[ دَ ] ( ص لیاقت ) که تواند پیچیدن. که بپیچد. که پیچیدن تواند. || درخور پیچیدن :
بپیچم سر از هرچه پیچیدنی
بسیچم بکار بسیچیدنی.
نظامی.
فرهنگ فارسی
۱-( صفت ) قابل پپیچیدن در خور پیچیدن : بپیچم سر از هر چه پیچیدنی بسیچم بکار بسیچیدنی . ( نظامی ) ۲- آنکه تواند بپیچد که بپیچد.
کلمات مرتبط
روی پیچیدن
سودا پیچیدن
سر پیچیدن
سینه پیچیدن
صدا پیچیدن
عطر پیچیدن
عنان پیچیدن
گردن پیچیدن
گوش پیچیدن
نظرات