معانی کلمه : گردن پیچیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~ . دَ ) (مص ل . ) سر باز زدن ، نا فرمانی کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - اعراض کردن سرباز زدن سرپیچی کردن : چو گردن بپیچی زفرمان شاه مرا تابش روز گردد تباه . ۲ - منحرف شدن : نژادی ازین نامورتر کراست ? خردمند گردن نپیچد زراست .
