پژاوند. [ پ َ وَ ] ( اِ ) چوبی ستبر باشد که از پس در افکنند. ( لغت نامه اسدی ). چوبی بودکه از جهت محکمی از پس در اندازند تا کس نتواند بازکرد. ( نسخه ای از لغت نامه اسدی ). چوبی باشد که از پس در افکنند و بوقت جامه شستن جامه را بدو کوبند و آن را سکنبه و جلنبه و فدرنگ نیز گویند. ( حاشیه لغت نامه اسدی ). چوبی که پشت در برای باز نشدن اندازندو این مرکب است از پژ و آوند یعنی نسبت دارد بکوه در قوت و محکمی...
فرهنگ عمید
۱. چوبی که پشت در بیندازند که در باز نشود: دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست / فروبند در خانه به فلج و به پژاوند (رودکی: ۵۲۲ ). ۲. چوب گازران که جامه را هنگام شستن با آن می کوبند.
فرهنگ معین
(پَ وَ ) (اِمر. ) = پژوان . پژوند: ۱ - چوبی که برای محکمی در، پشت آن افکنند تا کسی نتواند باز کند. ۲ - چوبی که جامه را به وقت شستن بر او زنند، چوب گازران ، کدین .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- چوبی که برای محکمی در پشت آن افکنند تاکسی نتواند باز کند . ۲- چوبی که جامه را بوقت شستن بر او زنند چوب گازران کدین .