کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پسروار | کلماتور
معانی کلمه : پسروار
تلفظ بین المللی :
/pesˈarvɑr/
تلفظ :
[pes'aRvAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
دختر پسروار
کله پروار
پروار کردن
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
بچه خوک پرواری
چارپایان پرواری
خوک پرواری
فربه یا پرواری کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
پسروار. [ پ ِ س َ ] ( ص مرکب ) مانند پسر. || ( اِ مرکب ) سهم پسری ( در ارث ).
فرهنگ عمید
۱. پسرمانند، مانند پسر.
۲. (اسم ) (فقه ) آن مقدار از ارث که به پسر می رسد، سهم پسری.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- مانند پسر . ۲- سهم پسری .
داشتن خصوصیات و مشخصات ویژهای که بهطور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است
فرهنگستان زبان و ادب
{tomboyish} [مطالعات زنان] داشتن خصوصیات و مشخصات ویژه ای که به طور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است
کلمات مرتبط
دختر پسروار
کله پروار
پروار کردن
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
بچه خوک پرواری
چارپایان پرواری
خوک پرواری
فربه یا پرواری کردن
نظرات