کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پروار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پروار کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈarvɑr kˈardan/
تلفظ :
[p'aRvAR k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با بالون پرواز کردن
بلند پرواز کردن
بی پروا کار کردن
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
پرواز کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
شروع به پرواز کردن
فربه یا پرواری کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پروراندن فربه کردن تسمین بپروار بستن بپروار کردن .
مترادف و متضاد
batten
(فعل)
چاق شدن، نشو و نما کردن، پروار کردن، حاصلخیز شدن
کلمات مرتبط
با بالون پرواز کردن
بلند پرواز کردن
بی پروا کار کردن
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
پرواز کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
شروع به پرواز کردن
فربه یا پرواری کردن
نظرات