کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پس-خورد | کلماتور
معانی کلمه : پس خورد
تلفظ بین المللی :
/pˈas xˈord/
تلفظ :
[p'as x'oRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پس خورده
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
پس خارد
پسخورد ویدئویی
کنترل پسخوردی
پاخوردن
پسورد
پسخوری
پس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پس خورد. [ پ َ خوَرْ / خُرْ ] ( ن مف مرکب ) رجوع به پس خورده شود.
فرهنگ فارسی
۱- ( صفت ) آنکه پس ماند. غذای دیگران را میخورند . ۲- ( صفت ) پس خورده یا باز ماند. طعام و غذا و شراب سوئ ر.
کلمات مرتبط
پس خورده
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
پس خارد
پسخورد ویدئویی
کنترل پسخوردی
پاخوردن
پسورد
پسخوری
پس
نظرات