Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پس

تلفظ بین المللی : /pˈas/ تلفظ :‌ [p'as]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پِسَّ
  • پس انداز
  • پس تاب
  • پس خشکی
  • پس خوراند زیستی
  • پس دانشن کامگ
  • پس دم
  • پس رسی
  • پس رفت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پس . [ پ ُ ] (اِ) مخفف پسر، چه پسر به ضم «پ » باشد چنانکه در سامی معرب بنظر رسیده . (فرهنگ رشیدی ). پور. ابن : آن کرنج و شکرش برداشت پاک واندر آن دستار آن زن بست خاک این زن از دکان فرودآمد چو بادپُس فلرزنگش بدست اندر نهاد. رودکی .جز بمادندر نماند این جهان کینه جوی با پسندر کینه دارد همچو با دختندرا. رودکی .نخستین کی نامدار اردشیرپس شهریار آن نبرده دلیر. دقیقی .بیامد پس از سروران سپاه پُس تهم جاماس...

فرهنگ عمید

پسر؛ پور: ◻︎ پس آگاه کردند زآن کارزار / پُسِ شاه را فرخ‌اسفندیار (دقیقی: ۷۹)، ◻︎ بیامد نخست آن سوار هژیر / پُسِ شهریار جهان اردشیر (فردوسی: ۵/۱۲۱).

۱. بنابراین: او بیمار شد، پس به مدرسه نرفت.۲. آنگاه، آنگه، بَعد از آن: بچه ها بلند شدند، پس استاد آمد.۳. (اسم ) عقب، پشت سر: تنِ من جمله پسِ دل رود و دل پس تو / تن هوای دل و دل جمله هوای تو کند (منوچهری: ۲۷ ).۴. (اسم ) پشت.۵. (صفت ) [قدیمی] عقب م...

فرهنگ معین

(پُ) [ په . ] (اِ.) پسر، پور.

رفتن (پَ. رَ تَ)(مص ل .)1 - عقب رفتن . 2 - تنزل کردن .

(پَ) 1 - (حر اض .) پشت ، عقب ، آن سوی . 2 - (ق .) پشت سر، دنبال . 3 - پس از همه ، آخر کار. 4 - (حر رب .) آن گاه ، آن وقت . 5 - از این رو، بنابراین . 6 - (اِ.) قسمت عقب ، مؤخر. 7 - دبر، کون . ؛~ و پیش جابه جا، به صورتی غیر از صورت اصلی . ؛~ پسکی عقب عقب ، در حال عقب رفتن .

رفتن (پَ. رَ تَ )(م...

فرهنگ فارسی

عقب یا نزدیک یا به سمت پاشنۀ شناور

بعد، عقب، دنبال، پشت سر، خلاف پیشباری، بنابراین، پسروپور
( اسم ) پسر پور ابن : ( پس شاه لهراسب گشتاسب شاه نگدار گیتی سزاوارگاه . ) ( دقیقی )

دانشنامه عمومی

پُس(pos):پسر، در گویش محلی شهر بهبهان. پُس حسن:پسر حسن

گویش مازنی

بادمعده

پشت دنبال

فرد اخمو و ترش رو

۱چسبناک ۲چسبندگی توتون،شیرین و غیره

۱بیماری پوستی – برص ۲کسی که دچار بدبختی و فقر شده باشد

رماندن حیوان جهت هدایت به سمت دام به منظور شکار کردن آن

/pes/ بیماری پوستی – برص - کسی که دچار بدبختی و فقر شده باشد & فرد اخمو و ترش رو & بادمعده & چسبناک - چسبندگی توتون، شیرین و غیره & پشت دنبال & رماندن حیوان جهت هدایت به سمت دام...

مترادف و متضاد

بعد

آنگاه، بنابرین، درنتیجه، سپس، لذا

پشت، پی، ته، خلف، دنبال، ظهر، عقب، ورا

۱. پشت، پی، ته، خلف، دنبال، ظهر، عقب، ورا
۲. آنگاه، بنابرین، درنتیجه، سپس، لذا
۳. بعد

back (قید)دور از، به عقب، عقب، در عقب، پس، از عقبso (قید)بنابراین، پس، همینطور، انقدر، چنان، همچنان، چنین، چندین، بهمان اندازه، چندان، اینقدر، بقدری، این طور، همچو، همینقدر، از انرو، باین زیادیthus (قی...

واژه نامه بختیاریکا

پَ

فرهنگستان زبان و ادب

{aft} [حمل ونقل دریایی] عقب یا نزدیک یا به سمت پاشنۀ شناور

کلمات مرتبط

  • پِسَّ
  • پس انداز
  • پس تاب
  • پس خشکی
  • پس خوراند زیستی
  • پس دانشن کامگ
  • پس دم
  • پس رسی
  • پس رفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات