کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پس-افتادن | کلماتور
معانی کلمه : پس افتادن
تلفظ بین المللی :
/pˈas oftˈɑdan/
تلفظ :
[p'as oft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بدهی پس افتاده
پس افتاده
پس افتادگی
پس اوفتادن
پس اتاناسواسکی
پاافتادن
پس
پِسَّ
پس انداز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
پس افتادن. [ پ َاُ دَ ] ( مص مرکب ) عقب افتادن. تأخیر :
چونکه گله بازگردد از ورود
پس فتد آن بز که پیش آهنگ بود.
مولوی.
|| نکس. عود مرض در حال نقاهت. || غش کردن یا مردن. افتادن به پشت و مردن.
فرهنگ معین
( ~. اُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - عقب افتادن ، عقب ماندن . ۲ - افتادن به پشت و مردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- عقب افتادن تاخیر . ۲- عود مرض در حال نقاهت نکس . ۳- افتادن بپشت و مردن غش کردن یا مردن .
واژه نامه بختیاریکا
دیندا گِریدِن
کلمات مرتبط
بدهی پس افتاده
پس افتاده
پس افتادگی
پس اوفتادن
پس اتاناسواسکی
پاافتادن
پس
پِسَّ
پس انداز
نظرات