پلک#NAME?
۱. ‹پره› پَر کوچک.
۲. برگ کوچک.
۳. (زیستشناسی) بال کوچک.
۴. تاج؛ افسر.
۵. سهیل؛ ستارۀ سهیل.
〈 پرک هندی: (زیستشناسی) گیاهی بالارونده از تیرۀ پروانهواران. اصل آن از هندوستان است. نوعی از آن به شکل درخت، دانههایش برای دفع کرم معده نافع است. یک یا دو گرم گرد آن را در آب مخلوط میکنند و در مدت سه یا چهار روز میخورند؛ بوتیه.
( ~.) (اِ.) ستارة سهیل .
(پَ رَ) (اِمصغ .) 1 - پر کوچک . 2 - چیزی مانند تاج . 3 - پلک .
(پِ) (اِ.) 1 - بوی پیه گندیده . 2 - بوی ظرف چرب ناپاک شسته و مانند آن .
تکه
دو روز گذشته
۱تار و الیاف ۲سرشت
۱پلک به هم زدن – پلک
تخته ی نازک – ورقه نازک و کم ضخامت چوب
۱لبه – کناره ۲فالگیر ۳گوشواره و لاله ی گوش
۱جهش کوتاه ۲حرکات ویژه ی باله های ماهی جهت شنا
۱پرز و کرک ۲بوی ماهی گندیده و متعفن ۳چرب و کثیف ۴طعم گوشت ...