کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پرش کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈareʃ kˈardan/
تلفظ :
[p'aReS k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
سفال پوش کردن
از مرحله پرت کردن
از پیش اخطار کردن
از پیش تصور کردن
از پیش حفظ کردن
از پیش فرض کردن
از پیش قضاوت کردن
از پیش مسلح کردن
از پیش مقدر یا محکوم کردن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
skip
(فعل)
تپیدن، پریدن، جست و خیز کردن، ورجه ورجه کردن، پرش کردن، لی لی کردن، بالا و پایین رفتن، جست زدن، از قلم اندازی، رقص کنان حرکت کردن، سفید گذاردن قسمتی از نقاشی
gambol
(فعل)
جست و خیز کردن، پرش کردن
واژه نامه بختیاریکا
گُم کندِن
کلمات مرتبط
سفال پوش کردن
از مرحله پرت کردن
از پیش اخطار کردن
از پیش تصور کردن
از پیش حفظ کردن
از پیش فرض کردن
از پیش قضاوت کردن
از پیش مسلح کردن
از پیش مقدر یا محکوم کردن
نظرات