کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-پیش-فرض-کردن | کلماتور
معنی کلمه : از پیش فرض کردن
تلفظ بین المللی :
/az pˈiʃfarz kˈardan/
تلفظ :
[az p'iSfaRz k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از پیش
از پیش اخطار کردن
از پیش اماده شده
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش بردن
از پیش تصور کردن
از پیش حاکی بودن از
از پیش حفظ کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
presuppose
(فعل)
در برداشتن، متضمن بودن، پیش پنداشتن، از پیش فرض کردن
کلمات مرتبط
از پیش
از پیش اخطار کردن
از پیش اماده شده
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش بردن
از پیش تصور کردن
از پیش حاکی بودن از
از پیش حفظ کردن
نظرات