کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از پیش
تلفظ بین المللی :
/az pˈiʃ/
تلفظ :
[az p'iS]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از پیش اخطار کردن
از پیش اماده شده
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش بردن
از پیش تصور کردن
از پیش حاکی بودن از
از پیش حفظ کردن
از پیش خبر دادن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
prior
(صفت)
پیشین، قبلی، مقدم، جلوی، از پیش، اسبق، اولی
from
(حرف اضافه)
از، از روی، در نتیجه، بواسطه، از پیش
کلمات مرتبط
از پیش اخطار کردن
از پیش اماده شده
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش بردن
از پیش تصور کردن
از پیش حاکی بودن از
از پیش حفظ کردن
از پیش خبر دادن
نظرات