کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرداخت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پرداخت کردن
تلفظ بین المللی :
/pardˈɑxt kˈardan/
تلفظ :
[paRd'Axt k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پرداخت کردن چرم
باز پرداخت کردن
پرداختن و تصفیه کردن
پرتاخت کردن
پردخت کردن
پرداخته کردن
افسانه پردازی کردن
پردازش کردن
نشان پردازی کردن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص م . ) جلا دادن ، برق انداختن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۲- جلا دادن برق انداختن پاک کردن زنگ فلز روشن و تابان کردن صیقل کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
scour (فعل)جستجو کردن، زدودن، پرداخت کردن، تکاپو کردن، تطهیر کردن، شستن، صیقلی کردن، صابون زدنpay (فعل)انجام دادن، ادا کردن، دادن، تلافی کردن، پرداختن، پرداخت کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، بجا آوردن، هزینه چیزی را قبول کردنpay off (فعل)پرداختن، پرداخت کردن، تسویه کردن، تادیه کردنgive money (فعل)پرداختن، پرداخت کردنbuff (فعل)پرداختن، براق کردن، پرداخت کردنpolish (فعل)پرداختن، براق کردن، پرداخت کرد...
کلمات مرتبط
پرداخت کردن چرم
باز پرداخت کردن
پرداختن و تصفیه کردن
پرتاخت کردن
پردخت کردن
پرداخته کردن
افسانه پردازی کردن
پردازش کردن
نشان پردازی کردن
نظرات