کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باز-پرداخت-کردن | کلماتور
معنی کلمه : باز پرداخت کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑz pardˈɑxt kˈardan/
تلفظ :
[b'Az paRd'Axt k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باز پرداخت
باز پرداختن
خدمات پرداخت با تماس گیرنده
پرداخت کاری با ساینده مغناطیسی
پیمان بازپرداخت هزینه
جنون سرعت بازپرداخت
بازپرداخت وام
بازی واژه پردازی
گوی پردار مخصوص بازی بدمینتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
reimburse
(فعل)
جبران کردن، پرداختن، خرج چیزی را دادن، باز پرداخت کردن، باز پرداختن، هزینه کسی یا چیزی را پرداختن
کلمات مرتبط
باز پرداخت
باز پرداختن
خدمات پرداخت با تماس گیرنده
پرداخت کاری با ساینده مغناطیسی
پیمان بازپرداخت هزینه
جنون سرعت بازپرداخت
بازپرداخت وام
بازی واژه پردازی
گوی پردار مخصوص بازی بدمینتن
نظرات