کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پایمال-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پایمال کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈɑjmˈɑl kˈardan/
تلفظ :
[p'Ajm'Al k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پامال کِردن
پایمالی کردن
پایمال
پایمال شدن
پایمال شده
پامال شدن
پامال
پامال دشت ظهوری
پامال هاکردن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) زیر پا کردن ، از بین بردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زیر پا کردن از بین بردن له کردن اضمحلال انهدام .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
overwhelm (فعل)دست پاچه کردن، منکوب کردن، درهم شکستن، پایمال کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق دراندیشه شدنsuppress (فعل)موقوف کردن، خواباندن، فرو نشاندن، توقیف کردن، مانع شدن، منکوب کردن، پایمال کردن، سرکوب کردن، تحت فشار قرار دادن، فشاراوردن برoverride (فعل)لغو کردن، باطل کردن، پایمال کردن، باطل ساختن، سواره گذشتن از، برتری جستن بر، برتر یا مهمتر بودنinculcate (فعل)فهماندن، فرو کردن، پایمال کردن، جایگ...
کلمات مرتبط
پامال کِردن
پایمالی کردن
پایمال
پایمال شدن
پایمال شده
پامال شدن
پامال
پامال دشت ظهوری
پامال هاکردن
نظرات