Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پای کوبیدن

تلفظ بین المللی : /pˈɑj kuːbˈidan/ تلفظ :‌ [p'Aj ku:b'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صدای کوبیدن پا
  • کوبیدن پا بر زمین
  • پای
  • پای جان دیوید
  • پای خر
  • پای خرس
  • پای خرسیان
  • پای سنگرنشینان
  • پای شیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پای کوبیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) زدن کف پای بر زمین یا چیزی دیگر بسختی. رقص. پای بازی کردن. رقصیدن : یکی چامه گوی و دگر چنگ زن یکی پای کوبد شکن بر شکن.فردوسی ( شاهنامه ج 4 ص 1879 ).آنکه گوید های و هوی و پای کوبد هرزمان آن بحق دیوانگی باشد مخوان آنرا طرب.ناصرخسرو.بیندیش از آن خر که بر چوب منبرهمی پای کوبد به الحان قاری.ناصرخسرو.آن یکی برجهد چو بوزنگان پای کوبد بنغمه طنبور.ناصرخسرو....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پا کوفتن

مترادف و متضاد

hoof (فعل)
رقصیدن، لگد زدن، باسم زدن، پای کوبیدن

کلمات مرتبط

  • صدای کوبیدن پا
  • کوبیدن پا بر زمین
  • پای
  • پای جان دیوید
  • پای خر
  • پای خرس
  • پای خرسیان
  • پای سنگرنشینان
  • پای شیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات