Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پا بمیان گذاردن

تلفظ بین المللی : /pˈɑ bamˈiɑn ɡˌozɑrˈadan/ تلفظ :‌ [p'A bam'iAn g,ozAR'adan]
مترادف و متضاد
  • پا
  • پا دو دو
  • پا دو لا لوار
  • پا دو کاله تنگه
  • پا دو کاله ولایت
  • پا ـ شیین
  • پا پزشکی
  • پا بفرار گذاردن
  • پا در میان کار دیگران گذاردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

interfere (فعل)دخالت کردن، فضولی کردن، پا گذاشتن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، پا میان گذاردنmediate (فعل)میانجی گری کردن، وساطت کردن، پا بمیان گذاردن، در میان واقع شدنinterpose (فعل)میانجی شدن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، در میان امدن...

کلمات مرتبط

  • پا
  • پا دو دو
  • پا دو لا لوار
  • پا دو کاله تنگه
  • پا دو کاله ولایت
  • پا ـ شیین
  • پا پزشکی
  • پا بفرار گذاردن
  • پا در میان کار دیگران گذاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات