کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ویران-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ویران کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈirɑn kˈardan/
تلفظ :
[v'iRAn k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
ویران ابادان کرد
برقی کردن راه اهن در ایران
بخش های کردنشین ایران
ایل های کرد ایران
کرانه شیبکوه ایران
ویران
ویران ساختن
ویران سازی
ویران شدن
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
ویران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب کردن :
که ویران کنی تاج و گاه مرا
به آتش بسوزی سپاه مرا.
فردوسی.
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند.
مولوی.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
desolate (فعل)ویران کردن، از ابادی انداختن، مخروبه کردنdestroy (فعل)برانداختن، ضایع کردن، کشتن، نابود کردن، از بین بردن، فنا کردن، خراب کردن، تباه کردن، ویران کردنharry (فعل)ازردن، بستوه اوردن، ویران کردن، غارت کردن، لخت کردن، چاپیدنravage (فعل)ویران کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، بلا زده کردنrubble (فعل)ویران کردنthrow (فعل)انداختن، افکندن، ویران کردن، پرت کردن، پرتاب کردنdemolish (فعل)خرد کرد...
واژه نامه بختیاریکا
کُت دِرَوُردِن
کلمات مرتبط
ویران ابادان کرد
برقی کردن راه اهن در ایران
بخش های کردنشین ایران
ایل های کرد ایران
کرانه شیبکوه ایران
ویران
ویران ساختن
ویران سازی
ویران شدن
نظرات